

گاهی
گاهی حسه هیجانی مملو از یافتن ناشناخته ها به آدمی دس میده کنترلش خیلی سخته
گاهی حسه دوست داشتنی فراتر از تصور خواهی داشت منظم کردنش سخته
گاهی تنفری شدید از ادم بودن بهت دس میده انجام بذیرفتن عملی خلاف انسان بودن در شرف وقوعه
گاهی تنبلی آدما فرصت تازه طلبیدن برای بهتر شدن وضعیت حال از خسته شدنه زندگیه
گاهی مجبوری وضعیته موجودو تحمل کنی چون دیدت نسبت به آینده مبهمه
گاهی حرص اضافی می خوری چون هیچ کاری از دستت ساخته نیست
گاهی صفت های بده آدمی بروز دادن نتیجه قابل قبولی از چیزی که می خوای بهت میده
گاهی حرفی از دلت میاد به دله دیگری نمی شیند
گاهی درددل کردن با شخصی دیگه نه که آرومت نمی کنه دردتو بیشترشم می کنه
گاهی از خدا یه چیزیو که اصلن انتظارشو نداری بهت میده و بلعکسش
گاهی احساسات مورد تعرض قرار می گیره بدونه اینکه به کسی اسیب رسونده باشی
گاهی مجبوری که برای مردم زندگی کنی که دهنشون بسته بشه
گاهی در شرایط سخت راه بهتری جلو پات سبز میشه بهش عمل میکنی بازم نتیجه دلخواه نمی ده
گاهی همیشه گاهی برخلاف انتظارته
گاهی دل تنگیت با تماس از دوست پایان میپذیره
گاهی فقط خودت میتونی از سقوط جلوگیری کنی
گاهی ساکنی نه گذشترو دوس داری نه آیندرو
گاهی هر از گاهی با سر پرواز میکنی تو خودت
گاهی سکوت فکر کردنه به رویاهای دست نیافتنی
گاهی خوشحالی اطرافیان بتو سرایت میکنه
گاهی هر از گاهی آگاهی از دلت نداری
*







